مولف: عاطفه منجزی , م.بهارلویی
۴۰۰,۰۰۰ ریال
قطع کتاب: رقعی
نوع جلد: شمیز
نوبت چاپ: اول
با سوال های پی در پی اش پرستار را کلافه و خسته کرده بود. مرد مجبور بود ادب را رعایت کند وگرنه مطمئنا بدش نمی آمد از همین پشت استیشن که نشسته است او را با تیپا بیرون بیندازد . نگاه دختر جوان همزمان با پرسیدن این سوال به لیوان چای مرد بود؛ بخار چای دل سرما زده ی او را ضعف می برد.

مرد پرستار می خواست باز همان جوابی را تکرار کند که طی ِ این یک ساعت و نیم، شش بار پیش هم گفته بوداما تا نگاهش به انتهای راهرو افتاد ،منصرف شد ودر عوض آن جواب ناامید کننده، خوش خبری داد: