کتابفروشی دانش
نامزدهای نهایی جایزه‌ی «مهرگان ادب» معرفی شدند
نامزدهای نهایی دریافت دوازدهمین تندیس جایزه‌ی «مهرگان ادب» معرفی شدند.

تازه های ‘داستان’

منسفیلد پارک

یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۸۸

منسفیلد پارک
جین آستین
رضا رضایی
موضوع: داستان
۱۳۸۶
سرگذشت پرفراز و نشیب دخترى حساس، خوش‏قلب، محجوب که شاهد ماجراها، دسیسه‏ها و عشق‏هاى آدم‏هاى دور و بر است و در گرداب حوادث احساسات خود را مهار مى‏کند.

متن‏هایى براى هیچ

یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۸۸

 متن‏هایى براى هیچ
ساموئل بکت
علی رضا طاهری عراقی
موضوع: داستان
۱۳۸۶
یا با هم قدم مى‏زدیم، دست در دست، ساکت، غرق دنیاهاى خودمان، هرکس غرق دنیاهاى خود، دست در دست فراموش شده. این‏طور است که تا حالا دوام آورده‏ام.

همچون ستارگان

یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۸۸

همچون ستارگان
کاترین پترسن
نیلوفر مهدیان
موضوع: داستان
۱۳۸۶
مرد دست انجل را بالا برد و گفت: « این را مى‏بینى؟ این ماده را مى‏بینى؟ این از جنس ستاره‏هاست.» «منظورتان چیست؟» «عناصرشان یکى‏ست. ما از همان موادى ساخته شده‏ایم که ستارگان ساخته شده‏اند. تو از جنس ستاره‏ها هستى.»

میرامار

یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۸۸

میرامار

نجیب محفوظ
رضا عامری
موضوع: داستان
۱۳۸۶
روزگارى دراز را، مملو از حادثه و اندیشه سپرى کرده‏ایم، و بارها سعى کرده‏ایم که آن‏ها را در دفتر خاطراتى یادداشت کنیم – همان‏طور که آن دوست قدیمى احمد شفیق پاشا کرده بود – اما فکرمان عملى نشد، و میان اهمال و آرزو رنگ باخت.

ماه خسته (مجموعه داستان کوتاه)

یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۸۸

ماه خسته
مسعوده حقیقی
موضوع: داستان
۱۳۸۳
سرهنگ پرده‏هاى مواج و پرچین تور را تا حدى که بتواند چشم‏انداز خیابان را ببیند از پنجره کنار زد. تک‏درخت‏ها در وزش نسیم سرد پاییز سبکسرانه تکان مى‏خوردند و شاخه هایشان مثل دست هایى نیازمند، گویى به تمناى چیزى یا کسى به این سو و آن سو کشیده و خم مى‏شدند.

ماروپله

یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۸۸

ماروپله
فرهاد پیربال
مریوان حلبچه ای
موضوع: داستان
۱۳۸۶
- گوش کن پسرم، تو سفرى در پیش دارى و مى‏خواهى نامزدت را ببینى اما نمى‏توانى و برمى‏گردى. دخترى که دوستش دارى دشمنانت از چهار طرف محاصره‏اش کرده‏اند…

گزارش خواب

یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۸۸

 گزارش خواب
محمد رضایی راد
موضوع: داستان
۱۳۸۶
گزارش خواب، گزارش کابوس جمعى‏ست که از مرز خواب وبیدارى و از وراى تاریخ مى‏گذرد و همه‏ى هستىِ آدم‏هایش را در بر مى‏گیرد. از آن پس دیگر هیچ نیست، جز فرمان روایىِ مطلقِ وهم.

اما

یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۸۸

 اما
جین آستین
رضا رضایی
موضوع: داستان
۱۳۸۷
اِما وودهاس دخترى است خوش‏قلب ولى خیالباف که تصور مى‏کند همه آدم‏ها را مى‏شناسد و مى‏تواند سرنوشت آن‏ها را رقم بزند. به‏تدریج پرده پندار کنار مى‏رود و اِما در جریان حوادث از خودفریبى به خودشناسى مى‏رسد.

افسانه فلوت بداغ

یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۸۸

از عمل تا اندیشه
اکسانا زابوژکو
کاترین کریکونیوک
موضوع: داستان
۱۳۸۵
… هانوسیا گفت: « بابا، آن لکه‏هاى روى ماه چیست؟» واسل جواب داد: « اوه… مى‏گویند برادرى برادر خود را کشت و او را با سه‏شاخه‏اى به هوا بلند کرد. این دو برادر اسم‏شان هابیل و قابیل بود. خدا آنها را در آسمان قرار داد تا مردم گناه برادرکشى را از یاد نبرند.

برای یک روز بیش تر

یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۸۸

برای یک روز بیش تر
میچ آلبوم
مریم یزدانیان
موضوع: داستان
۱۳۸۶
گاهی احتیاج دارم برایت نامه بنویسم و حرف هایم را به تو بزنم. متاسفم که نویسنده نیستم و نمی توانم قشنگ تر نامه بنویسم، متاسفم که نتوانستم به دانشگاه بروم…